آسیب شناسی | چرا موسیقی ایران راهش را گم کرده است؟

آسیب شناسی | چرا موسیقی ایران راهش را گم کرده است؟
در پژوهشی (اعظم میرزمانی و همکاران) برای استخراج گزاره هایی در مورد مشکلات صنعت موسیقی، با 14 نفر از فعالان این عرصه مصاحبه ای صورت گرفته که پس از 14 مصاحبه، به نقطه اشباع و تکرار داده ها رسیده است.

بر مبنای مطالعه فضای گفتمانی موسیقی ایران امروزه در فضای گفتمانی موسیقی ایران چند گفتمان قابل مشاهده است که مهمترین آن ها موسیقی علمی (شامل کلاسیک خارجی)، موسیقی غربی، موسیقی سنتی، موسیقی ترکیبی، موسیقی پاپ و موسیقی مذهبی نظیر مداحی و روضه خوانی است.

 گفتمان علمی خواستار کنار گذاشتن موسیقی سنتی و در پیش گرفتن راه غرب در آموزش و تولید موسیقی است. چراکه موسیقی غربی (به ویژه اروپایی) برخلاف موسیقی شرقی، خصوصیت استاندارد داشته، قابل آموزش است و توانسته به یک نظام علمی مشخص در تولید و آموزش موسیقی دست یابد. این گفتمان خود به سه گفتمان فرعی غربی، ملی و ترکیبی تقسیم می شود.

 گفتمان موسیقی ملی مدعی است که با کمک اسلوب و سازهای غربی، می توان نوعی موسیقی ملی را شکل داد که از دستگاه ها و سازهای سنتی نیز بهره می گیرد. گفتمان ترکیبی، موسیقی غربی را روشی مناسب و قابل اتکاء برای رشد موسیقی در ایران دانسته معتقد است سازهای غربی باید در خدمت موسیقی سنتی و دستگاه های ایرانی باشند. این گفتمان می کوشد تا از قواعد و اسلوب موسیقی غربی به مثابه چارچوب علمی برای تدوین یک نظریه مناسب در مورد موسیقی ایرانی بهره گیرد. گفتمان سنتی تلاش می کند نظریه خود را درباره موسیقی ایرانی ارائه داده ناکارآمدی یا عدم ضرورت بازسازی موسیقی ایرانی بر مبنای موسیقی غربی را نشان دهد. گفتمان پاپ بر آن است که روزگار همه انواع موسیقی ها (سنتی، کلاسیک و ترکیبی) به سرآمده و جامعه امروزی به ویژه جوانان، موسیقی پرهیجان و پرتحرک با محتوا جدید را می پسندند. موسیقی پاپ (عامه پسند) در ایران از زمان مشروطیت پدیدار شد. همچنین بر مبنای پژوهش های انجام شده مخاطبان ایرانی گرایش قابل توجهی به مصرف موسیقی های پاپ دارند.

مسئول یکی از مراکز پخش کاست و سی دی در میدان امام خمینی در مورد وضعیت بازار می گوید: «امروز بازار فروش آثار موسیقی در دست پاپ است و کمترین فروش ما متعلق به آثار سنتی مثل کارهای شجریان و ناظری است.»

محمد جلیل عندلیبی که از چهره های ارزشمند موسیقی و از اولین هنرمندانی است که با آغاز انقلاب اسلامی به تولید و ارائه موسیقی اصیل ایرانی پرداخت می گوید: «عملا خیلی از همراهان انقلاب قهر کردند و از همراهی باز ماندند، مثلا شجریان که سرودهای فاخر داشت یا شهرام ناظری که با صدای پرشور و انقلابی می خواند کجا هستند.»

علیرضا افتخاری خواننده توانای موسیقی سنتی درباره وضعیت موسیقی ایرانی می گوید: «یکی از دردهای جامعه امروز موسیقی فاصله گرفتن هنرمندان از مردم است. متأسفانه خیلی از اساتید برجسته را نمی توانید به راحتی پیدا کنید بلکه باید با منشی آن ها هماهنگ کنید، حال علت این جدا بودن از مردم را باید خود همین آقایان پاسخ دهند، چون اینها نه صادق هدایت هستند که بخواهند به دنبال عزلت نشینی باشند و نه دارای موقعیت سیاسی و حکومتی اند، بلکه باید در میان مردم باشند.»

سیدجلال الدین محمدیان، یکی دیگر از چهره های موسیقی فاخر انقلاب با انتقاد به سیاستگذاران موسیقی در صدا و سیما و ارشاد می گوید: دوستان کارگزار در ارشاد و صدا و سیما دم از مبارزه با تهاجم فرهنگی می زنند، این در حالی است که سیاست های حوزه موسیقی کشورمان در حال حاضر به رشد تهاجم فرهنگی کمک می کند، امروز معیار تفکیک موسیقی سالم از ناسالم از میان رفته و همه چیز تجاری شده، همین روند سبب گردیده تا امروز به این وضعیت تأسف بار و تأمل انگیز برسیم.»

همچنین می افزاید: ««به عقیده من عدم تخصص در حوزه موسیقی صدا و سیما و سطحی نگری مسئولان رسانه ملی سبب شده که خیلی ها با رادیو تلویزیون همکاری نکنند، مثلا در این رسانه یک روز فلان آقا دستور می دهد که یک اثر موسیقایی پخش نشود و روز دیگر دستور پخش آثار دیگری را می دهند آن هم بدون هیچگونه دلیلی، از طرفی هم نگاه مسئولان این رسانه به موسیقی یک نگاه تخصصی و کارشناسی شده نیست. از آن طرف هم هیچگونه امنیت مالی برای هنرمندان وجود ندارد.»

مصطفی کمال پورتراب، از اساتید برجسته موسیقی می گوید: «از گذشته موسیقی وسیله ای برای تطهیر اخلاق و از طرف دیگر نیز وسیله ای برای سوء استفاده تعدادی آدم های بی فرهنگ، بی سواد و بدون اطلاعات بوده است، متاسفانه ما افرادی را داریم که می خواهند یک شبه راه صد ساله را طی کنند که این موسیقی دآن های بی سواد به شهرت بسیار نزد مخاطبان دست یافته اند که البته این شهرت در خارج از کشور بیشتر شده، چرا که کشورهای خارجی به خاطر اینکه نظرشان با کشور ما مساعد نیست از این افراد سوءاستفاده می کنند و به آن ها میدان می دهند.»

سیدعبدالحسین مختاباد از خوانندگان موسیقی سنتی می گوید: «مدیران حوزه موسیقی صدا و سیما قدرت الگوسازی در زمینه موسیقی فاخر را ندارند، به عقیده من رادیو و تلویزیون در حال حاضر عملاً در راستای تخریب موسیقی قدم برمی دارند، حتی اخیراً بدون هیچ دلیلی هنرستان موسیقی را هم تعطیل کرده است.»

در پژوهشی (اعظم میرزمانی و همکاران) برای استخراج گزاره هایی در مورد مشکلات صنعت موسیقی، با 14 نفر از فعالان این عرصه مصاحبه ای صورت گرفته که پس از 14 مصاحبه، به نقطه اشباع و تکرار داده ها رسیده است. 13 نفر از این فعالان مرد و یک نفر از آن ها زن و میانگین سنی این افراد بین 30 تا 75 سال بوده است. سابقه فعالیت برخی از آن ها در عرصه موسیقی به بیش از 4 دهه می رسیده است. 1 نفر از این افراد مدیر آموزشگاه موسیقی، 3 نفرآهنگ ساز، 3 نفر ناشر، 2 نفر صد ابردار، 4 نفر مسئول دولتی در امور موسیقی، 1 نفر نویسنده، 2 نفر منتقد، 4 نفر مدرس، 1 نفر رهبر ارکستر، 1 نفر عضو خانه موسیقی، 1 نفر سازنده آلات موسیقی و 1 نفر پژوهشگر بوده است. پس از این مصاحبه مشکلات زیر برای صنعت موسیقی در ایران استخراج شده است.

فرآیندهای اصلی

حوزه کارکردی

مشکلات حوزه شعر و آوا

سیاستگذاری،
نظارت و ارزیابی

هدایت و هدف گذاری

اختلاف نظر در مورد موسیقی از منظر دینی

تصدی گری دولتی

تدوین قوانین و مقررات

ممیزی دولتی

فقدان امنیت شغلی

نظارت و ارزیابی

عدم نظارت محتوایی بر تولیدات شعر و موسیقی

شبکه سازی

ضعف انجمن ها و تشکل های حرفه ای

حقوق مالکیت

نقص قوانین حق نشر

نقص قوانین حقوق مالکیت فکری

فرآیند اصلی تولید محصول فرهنگی

خلق اولیه

ضعف پژوهش های مرتبط

دستگاه های مبتذل، جای دستگاه های اصیل موسیقی ایرانی و بومی را در موسیقی گرفته است

پیام های فرهنگی سطحی و نصیحتی و کلیشه ای و تکراری بودن

جایگزین شدن ترانه جای شعر

عدم استفاده از اشعار پند آموز

تولید و تامین

عقیم بودن عرصه موسیقی زنده

تولید زیرزمینی و غیر قانونی موسیقی

توزیع و عرضه

بی توجهی به نهادهای واسط (فستیوال ها، تالارهای اجرا و انجمن ها و نهادهای حامی حقوق مالکیت)

مخاطب شناسی سطحی و در نظر نگرفتن تفاوت های سنی، جنسی و ...

منابع و زیرساخت

فرهنگ سازی

غلبه گفتمان غربی بر فضای گفتمانی

استقبال مصرف کنندگان از محتوا غیر بومی

منابع فیزیکی

ضعف تامین سخت افزارهای تولید موسیقی

منابع انسانی

ضعف امور آموزشی