آسیب شناسی | در صنعت نساجی و پوشاک چه می گذرد؟

آسیب شناسی | در صنعت نساجی و پوشاک چه می گذرد؟
طراحان لباس و پارچه در جایگاه مناسبی به لحاظ قدرت قرار ندارند، درحالی که یکی از موتورهای اصلی خلاقیت و نوآوری در این صنعت به شمار می رود.

طراحان لباس و پارچه در جایگاه مناسبی به لحاظ قدرت قرار ندارند، درحالی که یکی از موتورهای اصلی خلاقیت و نوآوری در این صنعت به شمار می رود. بنابراین لازم است حمایت های هدفمندی به ویژه از طریق تقویت نظام مالکیت فکری به این مؤلفه از نظام نوآوری معطوف گردد. قدرتمندترین نهاد در صنعت مد و لباس، تولیدکنندگان دارای برند هستند. این بدان معناست که تجاری سازی محتوای بومی در این صنعت، مستلزم پیوند میان برندها و طراحان و تولیدکنندگان داخلی است که در حال حاضر چندان قوی نیست. نهادهای میانجی مانند ستاد توسعه فنّاوری های نرم و هویت ساز (وابسته به معاونت علمی و فنّاوری ریاست جمهوری) می توانند به تقویت این تعاملات کمک کنند. مشابه سایر شاخه های صنایع فرهنگی، قدرت فروشگاه ها، مراکز توزیع و واردکنندگان بیش از تولیدکنندگان داخلی ارزیابی شده است که حاکی از ضرورت توجه به بخش توزیع و نظارت بیشتر بر واردات (اعم از رسمی و غیررسمی) دارد.

مهندس جلال حقیقت منفرد عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد تهران مرکز در مقاله ای به آسیب شناسی صنعت نساجی و پوشاک پرداخته است. در ادامه به برخی از مهمترین این آسیب ها اشاره می شود:

1- فرسودگی ماشین آلات: فرسودگی ماشین آلات یکی از عارضه های درون سازمانی صنعت نساجی در ایران محسوب می شود. متاسفانه بسیاری از ماشین آلات مورد استفاده در کارخانه های نساجی در کشور ما در حال حاضر قدیمی و فرسوده هستند بدیهی است استفاده از ماشین آلات با تکنولوژی پایین از میزان کیفیت محصولات تولیدی می کاهد و این مسئله می تواند به شدت بر توان رقابتی ایران در بازارهای جهانی تاثیرگذار باشد.

2- قیمت تمام شده بالای پوشاک: افزایش روز افزون هزینه های تولید مانند قیمت مواد اولیه، حقوق، دستمزد، انرژی و سوخت مورد نیاز تولید، مالیات و عوارض گوناگون، هزینه های بسته بندی و حمل ونقل، نرخ بهره بانک ها، نوسانات نرخ ارز و غیره موجبات افزایش قیمت تمام شده کالاهای ساخته شده و آماده برای فروش گردیده است.

3- عدم توجه به استانداردها وکیفیت پایین محصولات: متاسفانه در حال حاضر در بسیاری از واحدهای تولیدی به این موضوع به درستی پرداخته نمی شود. در واقع عدم یا کمبود توجه به استانداردها دلیلی است برای پایین بودن کیفیت کالاهای تولیدی در صنعت نساجی ایران.

4- عدم وجود مواد اولیه مرغوب: در حال حاضر ایران در زمینه تولید الیاف پنبه دارای مشکلات زیادی است چرا که کشاورزان برای کاشت این محصول ارزشمند تمایل چندانی نشان نمی دهند. مهمترین ویژگی های یک پنبه خوب طول الیاف، ظرافت الیاف و تمیزی الیاف است که پنبه ایران دارای طول الیاف نسبتا بلند و ظرافت خوبی است اما به دلیل روش های سنتی و غیر مکانیزه برداشت غوزه های پنبه و مراحل جداکردن الیاف از دانه های پنبه، الیاف پنبه ایران دارای شکستگی زیاد و طول نامناسبی می گردد. هرچند دولت هرساله طرح هایی را جهت اصلاح نژاد پنبه ایرانی و نزدیک کردن آن به الیاف مناسب پروسه نساجی، اعلام می کند اما هنوز به دلیل عدم وجود عزم جدی در این زمینه به نتایج اثر بخشی دست نیافته اند. از طرفی عدم حمایت دولت از پنبه کاران، سبب شده که آن ها نیز کشت سایر اقلام کشاورزی را برای امرار معاش خود مناسب تر می بینند و این موجب شده تا هرساله میزان سطح کشت پنبه در ایران و در نتیجه تولید الیاف پنبه کاهش یابد. در ایران مناطقی مانند گرگان و مغان برای کاشت پنبه بسیار مناسب است. این محصول یعنی پنبه یک محصول استراتژیک در دنیا محسوب می شود و اهمیت آن به قدری است که لقب طلای سفید را به خود گرفته امروزه نساجان ایرانی پنبه مورد مصرف خود را از ازبکستان که یکی از بزرگترین و با کیفیت ترین پنبه های جهان را کشت و تولید می کند وارد می کنند. از دیگر الیاف که در ایران تولید می شود پشم است. مرغوب ترین پشم دنیا در استرالیا تولید می شود که دارای نژاد گوسفندان مرینوس است و پشم آن ها فوق العاده مرغوب و تمیز، ظریف و دارای طول مناسب است. در حالیکه پشمی که در ایران تولید می شود ظرافت بالایی ندارد برای تولید انواع فرش دستباف و کفپوش بسیار مناسب است و در صد بسیار زیادی از 70 هزار تن تولید سالانه پشم در ایران برای بافت 10 میلیون متر مربع فرش پشمی به کار می رود. متاسفانه تولید ابریشم در ایران رونق سال های پیش را ندارد و به دلیل سختی بافت پارچه از ابریشم این نوع محصولات در کشورهایی مانند اسپانیا بافته می شود. در زمینه تولید الیاف مصنوعی، ایران دارای وضعیت خوبی است چرا که باوجود تاسیس واحدهای پتروشیمی توان تولید ایران برای تولید مواد اولیه الیاف مصنوعی بسیار افزایش یافته است و در حال حاضر الیاف و نخ های پلی استر، پلی آمید، پلی پروپیلن، نایلون و ... تولید می شود و واحدهای زیادی تولید این محصولات را برعهده دارند که در صنایع بافت پارچه، فرش، منسوجات بی بافت و ... مصرف می شوند.

5- کاهش تقاضای بازار: عدم مرغوبیت بیشتر اجناس داخلی و بالا بودن قیمت آن ها زمینه را برای ورود منسوجات خارجی با کیفیت بالا و قیمت های مناسب هموار ساخته است. بدیهی است کارخانجات قدیمی با تولیدات نه چندان مرغوب خود و با قیمت های نه چندان ارزان قادر به رقابت در بازار پر رقابت ایران نبوده و لاجرم بسیاری از تولیدات آن ها در انبارها به صورت راکد مانده است.

6- نرخ بالای بهره بانکی و مشکلات اعطای تسهیلات: متاسفانه در حال حاضر نرخ بهره بانکی در ایران بسیار بالا است و شرایط اعطای تسهیلات بانکی در ارتباط با صنعت نساجی مطلوب نیست چرا که بانک ها با توجه به شرایط موجود نگرانی های بسیاری دارند؛ در واقع این امر به این دلیل است که بانک ها تصور می کنند برگشت پول در این صنعت ریسک بالایی دارد.

7- قاچاق کالا از کانال های رسمی و غیر رسمی: در واقع مشکل اساسی، چه در پیوند با صنعت نساجی و چه به طور کلی با بخش عمده ای از تولیدات داخلی، واردات بی رویه به ایران است به حدی که از «ویروس واردات» سخن گفته می شود. در پیش گرفتن سیاست نادرست «واردات سالار» برای کنترل تورم توسط دولت ها، اگر چه تورم را چاره نکرد ولی به تولیدات داخلی لطمات بسیار جدی وارد کرد. کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش، از دست رفتن بخش های بیشتری از بازار داخل، رکود کلی اقتصاد، فرسودگی ماشین آلات، قاچاق منسوجات، باعث وضعیتی شده است که این صنایع نمی توانند از تمام ظرفیت تولیدی خود استفاده نمایند، ظرفیت بیکار در صنعت نساجی 60% برآورد شده است و پی آمد آن هم این است که هزینه تولید افزایش می یابد و توان رقابتی این محصولات در بازار باز هم بیشتر کاهش می یابد.

در تحقیقی جهت پیدا کردن مشکلات تعداد 40 پرسشنامه در بین 40 نفر از کارشناسان و صاحب نظران این صنعت توزیع شده و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های آماری گویای این مطلب است که در بین عوامل درون سازمانی فرسودگی ماشین آلات و در بین عوامل برون سازمانی قاچاق کالا از کانال های رسمی وغیر رسمی مهمترین عوامل تاثیر گذار بر ایجاد بحران در صنعت نساجی ایران می باشند.

فرآیندهای اصلی

حوزه کارکردی

مشکلات صنعت پوشاک و نساجی

سیاستگذاری،
نظارت و ارزیابی

هدایت و هدف گذاری

سرمایه گذاری در صنعت پوشاک بسیار کم تر از صنعت نساجی

تدوین قوانین و مقررات

ایجاد مانع برای واردات پنبه به بهانه حمایت از تولید داخل

عدم پرداخت به موقع یارانه های صادراتی

تعرفه بالای واردات پارچه مانع تنوع لباس ها

ارزیابی و نظارت

قاچاق کالا از کانال های رسمی و غیر رسمی

حقوق مالکیت

نبود قوانین حمایتی (کپی رایت) برای جلوگیری از کپی و تکثیر ایده های طراحان

فرآیند اصلی تولید محصول فرهنگی

خلق اولیه

عدم رعایت موازین زیبایی شناسانه در طراحی

تولید و تامین

قیمت تمام شده بالای پوشاک

عدم توجه به استانداردها وکیفیت پایین محصولات

عدم وجود مواد اولیه مرغوب

مشکلات مربوط به تامین پارچه

نداشتن فناوری روز

عدم آرامش در وضعیت تامین ماده اولیه یعنی پنبه

توزیع و عرضه

نبود شوهای رسمی لباس مطابق با موازین شرعی

بازار و مصرف

عدم تطبیق تولیدات با مدگرایی روز

عدم سرمایه گذاری در بخش های مهم مانند بازاریابی و بسته بندی

نبود برندسازی

عدم دسترسی به بازارهای بین المللی

منابع و زیرساخت

فرهنگ سازی

عدم ترویج فرهنگ استفاده از پوشاک تولید داخل

منابع مالی

نرخ بالای بهره بانکی و مشکلات اعطای تسهیلات

منابع فیزیکی

اکثر ماشین آلات صنایع پارچه بافی و ریسندگی الیاف، صرف نظر از نوع تکنولوژی آن ها کهنه هستند

منابع انسانی

کشت پنبه در ایران به دلیل عدم استفاده از دانش کشاورزی مدرن، و به دلایل فنی و اقتصادی روندی نزولی دارد