آسیب شناسی | صنایع دستی ایران، مهجور و نیازمند حمایت

آسیب شناسی | صنایع دستی ایران، مهجور و نیازمند حمایت
از دیگر مشکلات موجود در حوزه صنایع دستی این است که هنرمندان این عرصه تنها به منظور نیاز فرهنگی و علاقه شخصی اقدام به ساخت صنایع دستی می کنند و به فکر تولید انبوه نیستند.

از نظر لغوی اصطلاح صنایع دستی دارای مفهوم واحدی نیست و تاکنون تعاریف متعددی از آن ارائه شده است، دائره المعارف بریتانیا صنایع دستی را جز صنایعی می داند که مهارت، ذوق و اندیشه انسان در تولید آن نقش اساسی دارد، در گزارش مدیریت طرح و برنامه سازمان صنایع دستی ایران نیز صنایع دستی چنین تعریف شده است: «صنایع دستی به آن رشته از منابع اطلاق می شود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فراورده های آن با دست انجام شده و در چهار چوب فرهنگ و بینش های فلسفی و ذوق و هنر انسان های هر منطقه، باتوجه به میراث قوی آنان ساخته می شود، اما در تازه ترین و بهترین تعاریف از صنایع دستی چنین آمده است: صنایع دستی به بخشی از هنر صنعت گفته می شود که با بهره گیری از مواد اولیه بومی و انجام کار اساسی به کمک دست و افزار دستی محصولاتی ساخته می شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل تمایز آن از صنایع ماشینی است.

حوزه صنایع دستی ایران گستره وسیعی از انواع نساجی سنتی بافته های داری و غیر داری، پوشاک سنتی، چای های سنتی، سفال، سرامیک و کاشی سنتی، صنایع دستی چرمی، هنرهای دستی وابسته به معماری، صنایع دستی فلزی، صنایع دستی چوبی و حصیری، صنایع دستی دریایی، صنایع سنگی و مستظرفه، رودوزی های سنتی، آبگینه و پیشه های سنتی وابسته به معماری را در بر می گیرد.

مهران هوشیار، دکترای پژوهش هنر با گرایش صنایع دستی و هنرهای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه سوره مشکلات این حوزه را اینگونه برمی شمارد:

1- مشکل اصلی هنرمندان ما در عرصه صنایع دستی یا در کل هنرهای سنتی، اقتصادی است. مهم ترین دغدغه یا مشکل آنان امرار معاش است که در اختیار خودشان نیست. یک هنرمند سفالگر، خاتم ساز یا بافنده در لحظه انجام کار به هیچ چیز جز درست انجام دادن کار خود فکر نمی کند؛ اما به محض اینکه آن کار را به اتمام می رساند مشکلات وی آغاز می شود؛ مشکلاتی از قبیل اینکه مواد اولیه بعدی خود را چگونه تهیه کند؛ محصول خود را چگونه در اختیار مخاطب قرار دهد و ...؛ در صورتی که هنرمند نباید چنین دغدغه هایی را در سر داشته باشد و مسئولان و مدیران اجرایی سازمان های مختلف باید به راه حلی برای این مشکلات بیندیشند.

2- تبلیغات لازم است. اما تبلیغات ما در حال حاضر بیشتر بعد مصرف گرایی کار را ترویج می دهد تا هویتی و فرهنگی آن را؛ به عنوان مثال، برای مدتی جوایز ویژه بانک ها اهداء بن خرید فرش ایرانی یا خرید صنایع دستی بود؛ نام این حرکت را نمی توان فرهنگسازی گذاشت؛ فرهنگسازی یعنی اینکه نقش و نگار، موتیف ها، ارزش های تاریخی و جایگاه آن را در سطح جهانی و در مقایسه و رقابت با کشورهای مشابه خود بیان کنیم. ما تا چند سال پیش جزو سه قطب اصلی صنایع دستی جهان بودیم؛ اما اکنون با خوشبینی می توان گفت جزو 10 کشور نخست هستیم و نزول رتبه داشته ایم.

3- حضور واسطه یا به اصطلاح دلال در فروش آثار صنایع دستی از مشکلاتی است که هنرمندان این عرصه را متضرر می کند. باید سعی کنیم فروش آثار را از طریق واسطه ها کمتر، و نقش و حضور هنرمند را در ارائه و انتقال اثر هنری به دست مصرف کننده پررنگ تر کنیم؛ به طوری که ارتباط میان تولیدکننده و مصرف کننده موجب عرضه کالا شود.

4- انواع و اقسام محصولات به عنوان صنایع دستی عرضه می شود؛ به طوری که حتی بسیاری از آن ها صنایع دستی ایران نیستند و محصولات چینی هستند؛ این یکی از آفت هایی است که بدنه صنایع دستی ما را از درون دچار خدشه می کند. طبیعتاً زمانی که فروشنده ای محصول چینی را با قیمت یک سوم یا حتی یک چهارم قیمت محصول داخلی عرضه کند، هم مشتری راضی تر خواهد بود، هم فروشنده سود بیشتری می کند، و هم اینکه جریان اقتصادی رشد بیشتری در جامعه فروشندگان خواهد داشت.

5- هر اندازه ما بتوانیم فروش محصولات خود را تضمین کنیم چرخه تولیدمان هم رشد بیشتری می کند؛ تولید محصول، فروش محصول و مصرف کننده آن محصول، سه بخش هستند که اگر در کنار یکدیگر درست عمل کنند؛ موجب حفظ کیفیت و چرخه اقتصادی محصول می شوند.

6- هم اکنون بیش از سه دهه است که رشته صنایع دستی را در دانشگاه ها آموزش می دهیم و به تربیت هنرمندان و کارشناسانی در این عرصه مبادرت می ورزیم. یکی از مؤلفه هایی که می تواند به حفظ و جایگاه صنایع دستی کمک کند، برنامه ریزی و استفاده بهینه از دانش آموختگانی است که به عنوان یک استعداد نهفته در بدنه صنایع دستی کشور وجود دارند و آنطور که باید مورد حمایت و بهره برداری قرار نمی گیرند.

همچنین سمیع الله حسینی معاون وقت توسعه مدیریت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور افزوده است:

1- از دیگر مشکلات موجود در حوزه صنایع دستی این است که هنرمندان این عرصه تنها به منظور نیاز فرهنگی و علاقه شخصی اقدام به ساخت صنایع دستی می کنند و به فکر تولید انبوه نیستند.

2- نیاز بازار و سلیقه مردم در رابطه با صنایع دستی در کشور ما هنوز شناسایی نشده است، لذا می طلبد که هنرمندان این عرصه با شناسایی نیاز بازار و سلایق مختلف به خلاقیت و نوآوری بپردازند و صنایع دستی را به داخل خانه ها ببرند.

3- به دلیل عدم انتقال تجربیات پیشکسوتان صنایع دستی به نسل جوان، شاهد منسوخ شدن و تعطیلی تعدادی از واحدهای صنایع دستی در کشور هستیم.

همچنین یکی دیگر از مشکلاتی که در این حوزه به چشم می خورد و می توان گفت جزو مشکلاتی هست که اغلب کارشناسان و صاحب نظران این حوزه بر آن تاکید دارند عدم بسته بندی درست محصولات صنایع دستی است. با مقایسه ای اندک بین کیفیت پائین عرضه صنایع دستی با کیفیت نسبتاً مناسب عرضه محصولاتی مانند مواد غذایی و محصولات بهداشتی از سویی و ماهیت فرهنگی و بومی محصولات صنایع دستی و لزوم تشخص بخشی و هویت سازی به این گونه محصولات از سوی دیگر، نیاز به بسته بندی در این محصولات بیش از پیش آشکار می شود.

فرآیندهای اصلی

حوزه کارکردی

مشکلات صنعت تبلیغات

سیاستگذاری،
نظارت و ارزیابی

هدایت و هدف گذاری

عدم توجه به توسعه صنایع دستی با رویکرد تعاونی

تدوین قوانین و مقررات

عدم ارائه سوبسیدهایی برای صادرات محصولات صنایع دستی

بالا بودن نرخ بهره تسهیلات بانکی

نبود بیمه مناسب به ویژه بیمه بازنشستگی برای شاغلین این صنعت

ارزیابی و نظارت

عدم نظارت بر حمایت های دولتی تا تسهیلات مربوطه در جهت توسعه صنایع مربوطه صرف شود

شبکه سازی

آگاهی نداشتن تولیدکنندگان در مشارکت و عضویت در تشکل ها و انجمن ها برای مشارکت در قالب تعاونی

عدم دسترسی تولیدکنندگان صنایع دستی به طراحان و تولیدکنندگان حرفه ای بسته بندی

فرآیند اصلی تولید محصول فرهنگی

خلق اولیه

خلاقیت در طراحی بسته بندی برای جلوگیری از افزایش قیمت تمام شده تولید بسته بندی و طولانی شدن و سخت شدن پروسه تولید

تولید و تامین

ضعف تکنولوژی وبه روز نبودن وسایل

عدم توجه به صنایع مکمل در این صنعت

استفاده بی رویه کاغذ در تبلیغات

توزیع و عرضه

نبود مسیر توزیع مشخص برای عرضه این محصولات

بازار و مصرف

عدم چاپ مطالب و اطلاعات به زبان کشور مقصد و توجه به سلایق آن ها در بسته بندی

از آن جهت که هنرهای سنتی با اقشار هنرمندانی سروکار دارد که به شیوه سنتی به این هنر میپردازند بنابراین با جهان مدرن و شیوه های بازاریابی در آن فاصله بسیار دارند.

سنگین بودن بسته بندی ها که تاثیر منفی بر فروش دارد

عدم تطابق بسته بندی با نوع کالا مثلا ظرف سفالی را نمی توان در بسته بندی بدون ضربه گیر عرضه کرد

عدم اطلاع کافی بازرگانان از بسته بندی مناسب برای صادرات محصولات

عدم توجه به موزه صنایع دستی با هدف افزایش گردشگر

کم بودن جشنواره های تخصصی این حوزه

منابع و زیرساخت

فرهنگ سازی

استفاده از مواد اولیه دوستدار محیط زیست برای بسته بندی محصولات

عدم توجه به صنایع دستی به عنوان یک فعالیت کارآفرینی و اشتغال زا

منابع مالی

طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه

منابع انسانی

کمبود متخصص در حوزه بسته بندی محصولات